عبدالله مستوفى

147

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

طلبان آنجا هم‌فكرى و همكارى كرده ، از ته‌ماندهء قوا و مهماتى كه براى كمك دنيكن و ورانگل فرستاده ، و بموجب سنت سنيه همين‌كه هواى كار را پس ديده « 1 » عقب‌نشينى كرده بودند ، عده‌اى مجهز نموده ، و در مقابل بالشويك‌ها سنگربندى هم كردند . ولى باز همين كه قفقازيها شكست خوردند ، آقايان به كشتيهائيكه قبلا براى اين روز پيش‌بينى نموده و تدارك ديده بودند پناه برده و به خاك ايران يعنى بندر انزلى مراجعت كردند ، يا بهتر بگويم ، گريختند . و اين همان وقت بود كه ملت انگليس از پرداخت مالياتهاى جنگى كاملا استنكاف كرده ، و امپرياليزم در داخلهء انگليس شكست خورده بود . چرچيل ، رئيس الوزراى جنگ جهانى اخير ، خوب اين موضوع را مختصر كرده ، مىگويد : آن روزى كه با يك دويزيون ممكن بود جلو كمونيست‌ها گرفته شود ، ما هيچ قشون نفرستاديم وقتى ده دويزيون لازم بود ، يكى فرستاديم ، وقتى صد دويزيون لازم شد ده دويزيون روانه كرديم ، وقتى كه بايد با تمام قواى خود از كمونيزم جلوگيرى كنيم ، ملت ما از پرداخت مصارف آن استنكاف كرد و كار بكام بالشويكها شد . بارى انگليسهاى شكست خورده كه بداخلهء ايران گريخته بودند ، تا منجيل عنان باز نكشيدند . ولى در اينجا پاسفت كردند . لرد كرزن ميخواهد اقامت يكسالهء اين عدهء شكست خورده را براى حفظ ايران از حملهء بالشويك‌ها وانمود كند ، در صورتى كه خوانندهء عزيز ميداند كه وجود اينقوه در منجيل و قزوين ، بمنزلهء چماق نشان دادن بروسها ، و بيشتر سبب جلب آنها به خاك ايران بود ، تا دفاع از ايران . ما شبهه را قوى ميگيريم ، كه لنگر انداختن كشتيهاى بالشويك‌ها كه براى تعقيب انگليسها بسواحل ايران آمده بودند ، براى حمله بايران بوده ، و داستان اولييانف را هم آنگدت تاريخى حساب ميكنيم ، پس چرا اين بالشويكهاى خطرناك جز يك بار قدم به خاك ايران نگذاشتند ، و غير از پاره‌اى انتشارات بالشويكى حمله‌اى بايران نكرده ، و بوسيلهء اقدامات مشاور الممالك سفير كبير ايران مأمور عقد قرارداد بلافاصله بعد از امضاى پيمان دوستى بين مأمورين طرفين ، در 24 جدى 1299 ساحل ايران را ترك گفته ، پى كار خود رفتند ؟ شما آقايان كه پشت سر دو سه هزار نفر قواى ايران كه براى سركوبى متجاسرين در رشت داشتند ، موقع گرفته بوديد آيا هيچ با بالشويك‌ها روبرو شديد ؟ يا يك فشنگ به سمت اين لولوخرخرها انداختيد ؟ شايد بگوئيد اگر ما نبوديم ، بالشويكها مىآمدند و همهء ايرانيها را زنده زنده قورت ميدادند . خير ! جناب لرد ! اينطور نيست ! از روح شما پوزش ميطلبم ، ببخشيد ! بالشويكها از اين يك مشت قشون شكستهء شما كه در

--> ( 1 ) - پس بودن هواى كار ، كنايه از خوب نبودن رموزهء كارى است كه به آن مشغولند ، ولو اينكه كار ، كار معنوى بوده و حاجتى به هوا نداشته باشد . اين كنايه شايد از عمل ماهىگيرى و زراعت و كازرى كه حاجت بيشترى به هواى ملايم بىباد و باران دارد اتخاذ شده باشد .